قاصدک آسمانی

پیام های آسمانی وزمینی

قاصدک آسمانی

پیام های آسمانی وزمینی

داستان با موضوع:
*پندهای آموزنده
*سبک زندگی
*آداب ومعاشرت

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
  • ۷ مهر ۹۵، ۰۰:۱۴ - mohammadreza
    سلام
  • ۱۸ شهریور ۹۵، ۱۰:۵۲ - javad
    سلام

داستان؟ قبرستان!؟؟

يكشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۵، ۰۶:۱۴ ق.ظ

روز یک مرد جوان نزد حکیمی رفت و به او گفت:

-  آقای دکتر من خسته شدم. من نمی تونم از پس مشکلاتم بر بیام. لطفاً به من کمک کنید.

دکتر جواب داد:

- باشه فقط یکم صبر کن من یک سخنرانی دارم بعد از سخنرانی به تو جایی رو نشون می دم که هیچ کس اونجا مشکلی نداره.

مرد جوان خوشحال می شه و می گه:

- باشه من منتظرم. هر طور شده به هر قیمتی من به اونجا میرم.

بعد از سخنرانی دکتر اون مرد رو به اون مکان برد. میتونید حدس بزنید اونجا کجا بود؟

روز یک مرد جوان نزد حکیمی رفت و به او گفت:

-  آقای دکتر من خسته شدم. من نمی تونم از پس مشکلاتم بر بیام. لطفاً به من کمک کنید.

دکتر جواب داد:

- باشه فقط یکم صبر کن من یک سخنرانی دارم بعد از سخنرانی به تو جایی رو نشون می دم که هیچ کس اونجا مشکلی نداره.

مرد جوان خوشحال می شه و می گه:

- باشه من منتظرم. هر طور شده به هر قیمتی من به اونجا میرم.

بعد از سخنرانی دکتر اون مرد رو به اون مکان برد. میتونید حدس بزنید اونجا کجا بود؟

قبرستان

دگتر یه نگاهی به مرد جوان انداخت و گفت:

- اینجا 1500 نفر اقامت دارن بدون اینکه مشکلی داشته باشن. مطمئنی که میخوای به اینجا بیای؟!!!

همه ما توی دنیایی زندگی می کنیم که پر از مشکلاته و تا پایان عمرمون با اونها دست و پنجه نرم می کنیم. 

فقط زمانی خلاص می شیم که عمرمون توی این دنیا به پایان برسه. 

پس بهتره برای پیروزی بر مشکلاتمون از خدا کمک بخواهیم و زمانیکه با آنها روبرو می شیم اون رو یک چیز عادی بدونیم.


لطفا نشر دهید.

  • علمدار عشق

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی